تبلیغات
Super Junior Fan Club - ما چندنفر پارت30

سلام بچه ها خوببین؟؟؟دیدین به قولم عمل کردم

حالا برید ادامه که این قسمت .....

نظرهم زیاد بزارید

اینطور که مشخص بود طرفدارای زیادی داشتیم.بعدازاجراها مصاحبه داشتیم و دیگه به طوررسمی به عنوان عضوهایی از گروه شناخته شدیم.خوشبختانه فن ها هم مارو پذیرفته بودن.تقریبا یک هفته بعد از اجرامون میگذشت توی هفته خیلی جاهای دیگه ای هم اجرا داشتیم و میشه گفت الان کمی سرمون خلوت تره.

کیو:این لیتوک هم که تا یک وقت گیر میاره با دوست دخترش میره بیرون ندید بدید مثل آدم بشین تو خونه دیگه!نمیگه ما هم دلمون می خواد.

ریووک:خوب تو هم بو یکی رو پیدا کن و عاشقش شو

کیو:منتظر بودم تو بگی....آخه میدونی ووکی دخترای این خونه ته کشید دیگه هیچ دختری توی خونه نیست که عاشقش بشم

ریووک:خوب برو بیرون عاشقش شو

سونگمین:بسه دیگه کیو می خوام برم بیرون اگه میای زو آماده شو

کیو:اوکی مینی اومدم

دونگهه:هیوک شیش ساعتع داری به چی گوش میدی؟؟

هیوک:یک آهنگ پیدا کردم فارسیه ولی نمیفهمم چی میگه!(نه تورو خدا بیا بفهم)

دونگهه:خوب برو از شکیبا بپرس

هیوک:فکر کنم باید همین کارو بکنم  واز اتاق خارج شد.

شکیبا هم توی اتاق بود وداشت بستنی میخورد.

هیوک:مزاحم نیستم

شکیبا:نه بیا توچی شده؟

هیوک:بستنی میخوری؟

شکیبا:آره...تنها بستنیه که تو یخچال بود....توت فرنگی

هیوک:آره خوب من عاشق توت فرنگی ام...راستی می خواستم بگم یک آهنگ فارسی پیدا کردم میشه برام ترجمه اش کنی؟

شکیبا:البته بده ببینم

هیوک هدفون رو به دست شکیبا داد و شکیبا هم درحین گوش دادن آهنگ برای هیوک ترجمه اش میکرد.هیوک هم تنها چیزی که گوش نمیداد معنی آهنگ بود.

هیوک:شکیبا لبت.....

شکیبا:روش بستنیه؟......پاک شد؟

هیوک:نه اونورتر

شکیبا:حالا چی

هیوک:وایسا من پاکش کنم وسریع خودش رو به شکیبا رسوند و لبهاشو روی لب های شکیبا گذاشت.

بعد از چند ثانیه در اتاق باز شد و هیچول وارد شد.هیوک هم که شرایط رو دید هول شد و جای جدا شدن از شکیبا لبش رو گاز گرفت.

هیچول:کشتی دختر مردم رو ولش کن.وهیوک تازه به خودش اومدواز شکیبا جدا شد.

هیوک:چولی؟اینجا چیکار میکنی؟

هیچول:بیخیال کار من راحت باشید.واز اتاق خارج شد

هیوک:بمیرم ببین لبش چی شد؟

شکیبا هم از خجالت قرمز شده بود و سرش رو پایین انداخته بود.

هیوک:ببینم لبتو.وقبل از اینکه شکیبا سرش رو بالا بگیره هیوک دستشو زیر چونه ی شکیبا گذاشت و سرش رو بالا آورد.هیوک دستش رو لب شکیبا کشید که باعث شد لب شکیبا کمی درد بگیره.هیوک سریع جلو رفت و روی زخم شکیبا رو بوسید.

هیوک:زودی خوب میشه باشه

شکیبا فقط سری تکون داد

هیوک:من میرم فکر کنم همه تا الان فهمیدن!

هیوک تا جلوی در رفت که صدای شکیبا باعث ایستادن هیوک شد.

شکیبا:این بوسه رو چی تعبیر کنم؟

هیوک لبخند مهربونی زدو گفت:اعتراف عشقم به تو!

وبلافاصله از در خارج شد و شکیبا رو با دنیایی از خیال تنها گذاشت!

 

اگه بد بود ببخشید

فعلا بای نظر هم زیاد بزارید!



تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : fatemeh | نظرات

  • ماه موزیک | ترفند سرگرمی | سی پی
  •