تبلیغات
Super Junior Fan Club - ما چندنفر پارت31

به به سلااااااااااااام بچه های خوب چطورین؟حالتون خوبه؟بله ماهم خوبیم!

عیدتون پیشاپیش مبارک !

بچه ها من سیدم خوب چون که پیش هیچکدومتون نیستم و نمی تونم بهتون عیدی بدم این قسمت ازداستان روبه عنوان عیدی از من قبول کنید!

البته فکر کنم بیشتر عیدی لیلی بشه !!

نجمه:لبت چی شده شکیب؟

شکیبا:لبم...هیچی!داشتم بستنی می خوردم زخم شد

نجمه:تو داشتی بستنی میخوردی یا بستنی تورو...راستشو بگو کی کتکت زده؟

شکیبا:کتک چیه؟اصلا کی جرعت داره منو بزنه؟؟

نجمه:اینم حرفیه....پس یکی گازت گرفته!

شکیبا با شنیدن این جمله سرخ شد و سرشو پایین انداخت

نجمه:پس درست حدس زدم یکی گازت گرفته؟

شکیبا:اگه بهت بگم قول میدی به کسی نگی!؟

نجمه:آره عزیزم بگو

شکیبا:هیوک منو بوسید

نجمه:وحشی!ببین با دختر مردم چیکار کرده بوسش بخوره تو سرش....واقعا بوسید؟؟؟

شکیبا:چیه تا الان که وحشی بود؟

نجمه:اون که هست...حالا تعریف کن ببینم

شکیبا هم تمام ماجرا رو برای نجمه تعریف کرد

.

.

.

فاطمه و لیلی وارد خونه شدن واول از همه به اتاقشون رفتن

لیلی:سلام...اِ  لبت چی شده؟

نجمه:هیچی بابا هیوک گازش گرفته!

شکیبا:ممنون از رازداریت!

نجمه:خواهش میکنم تو که میدونی من به دوستانم خیانت نمی کنم!

لیلی:موضوع چیه؟گازت گرفت یعنی چی؟

شکیبا:اولا گاز نگرفت و بوسید...گازش به خاطر اومدن هیچول بود!

-خوش به حال شما دوتا عشقاتون بهتون اعتراف کردن مال ما که اینهو این آتشفشان های غیرفعال بخاری ازشون در نمیاد

لیلی:باز دونگهه بهتره ...ریووک که بدتر از اونه.میدونم بوسه ی اون دفعمون اتفاقی بود اما امیدوارم اونم همون حسی رو داشته باشه که من داشتم

 

بعد از تموم این ماجرا ها چند جای دیگه اجرا داشتیم و توی چند تا برنامه هم شرکت کردیم و طرفدا ر ها هم تقریبا چیزایی در مورد رابطه ی نجمه و لیتوک و هیوک و شکیبا میدونستن!

آشپزخونه

لیلی به سمت یخچال رفت و بطری نوشابه ای برداشت.

ریووک:تو تازه از خواب بیدار شدی می خوای نوشابه بخوری

لیلی:آره مگه چیه؟

ریووک:بهتره اول خودتو تو آینه نگاه کنی

با این حرف ریووک،لیلی نوشابه رو روی میزگذاشت و به سمت دست شویی رفت.چون شب قبل آرایشش رو پاک نکرده بود ریملش باعث شده بود زیر چشماش سیاه بشه.بعد از پاک کردن چشماش به آشپزخونه برگشت نوشابه رو برداشت و درش رو سریع باز کرد.به محظ اینکه در نوشابه رو باز کرد تمام محتویات نوشابه سرش ریخت

فلش بک

ریووک بعد از رفتن لیلی نگاهی به نوشابه انداحت و اونو گرفت و تا جایی که می تونست اونو تکون داد و دوباره اونو سرجاش گذاشت

پایان فلش بک

ریووک هم بلن بلند شروع کرد به خندیدن.لیلی هم بلند شد و نوشابه رو روی ریووک ریخت.حالا هردو توی آشپزخونه میدویدن و روی هم نوشابه می ریختن.تا اینکه ریووک برای اینکه لیلی روش نوشابه نریزه دوتا دست لیلی رو گرفت و پشتش قفل کرد. طرز ایستادنشون طوری بود که انگار همو بغل کردن.بعد از چند ثانیه ریووک که نفس نفس نیزد از لیلی جدا شد.فاصله ی بینشون خیلی کم بود.ریووک کم کم جلورفت تا لیلی رو ببوسه اما در آخرین لحظات لیلی سرش رو برگردوند و لیلی با تعجب به اون نگاه کرد.

لیلی:ریووک تو...تو واقعا منو دوست داری یا..این احساست واقعیه؟(لیلی خواست اول اعتراف بگیره بعد طرفو ببوسه برعکس شکیبا اول بوسید بعد اعتراف گرفت)

ریووک لبخن شیرینی زد و بعد از چند ثانیه گفت:من از ته قلبم دوستت دارم و به سرعت به سمت لیلی رفت و لباشو بین لبای لیلی گذاشت.(ریووک لیلی رو داره مدل لی مین هویی میبوسه ها بوسه ی عادی نیست)

بعد از اینکه ریووک از لیلی جدا شد به لیلی خیره شد که از خجالت سرخ شده بود اما هنوز به چشمای ریووک نگاه میکرد.ریووک دوباره لیلی رو در آغوش گرفت و گفت:من خیلی...دوستت دارم لیلی من!

ولیلی درحالی که قطره اشکی از گوشه ی چشمش پایین میومد باصدایی آروم اما قوی گفت:من هم....!

بله اینم عیدی شما لیلی خانوم امیدوارم خوشت بیاد

بچه ها بازم عیدتون پیشاپیش مبارک عید خوبی داشته باشید

تا قسمت بعد فعلا

راستی نظر هم فراموش نشه نظرات خیلی کمه

عید سعید غدیر خم مبارک



تاریخ : پنجشنبه 11 آبان 1391 | 08:24 ق.ظ | نویسنده : fatemeh | نظرات

  • ماه موزیک | ترفند سرگرمی | سی پی
  •