تبلیغات
Super Junior Fan Club - Stand By Me!ep4
هایییییییییییییییییییییییییییییییی!دوباره اومدم!بچه ها اونطور که بوش میاد مامان و بابام میخوان منو به زور ببرن مسافرت.....آخه بگو دم مهری دیگه مسافرت رفتنتون چی بود؟؟ایششششش خب بعد اگه من داستان رو تند تند نزارم خیلیش میمونه واسه مهر که من عمرا بتونم اینطوری تو نت پلاس شم.......یه فکرایی کردم حالا بعدن میگم بهتون!!
پ.ن:تولد بوده مثه اینکه.....بعد ما نبودیم....همونی که تولدش بود........تولدت مبارک!!(کادو تولدت رو هر وقت رسیدیم بهش بهت میگم!!!)

به هر زوری بود کیو رو نیمه بیدار کردن و وارد کمپانی شدن.اولین قدمو که داخل راهروی اتاق رئیس گذاشتن یه صدایی اومد.

ــــ:اوپااااااااااااااااااااااااا.................

دونگهه:یا صاحب صبر.....اومدن

هیچول یه قدم برداشت و جلوتر از بقیه وایساد بعد در حالی که لباسشو مرتب میکرد رو به بچه ها گفت:

ـــ:خب....بریم.......خدایا به امید تو......

تیفانی:اوپاااااااااااااااااا..............(زهرمار.....)

هیچول فقط لبخند میزنه.اونهیوک میپرسه:

ـــ:تیفانی شی.....اون گروه جدیده که قرار بود تست بدن رفتن؟؟

به جاش یونا جواب میده:آره....همین چند دقیقه ی پیش......

و جسیکا ادامه میده:بهتر که نیومدین....چی بودن اینا؟؟نه صدا داشتن نه رقص بلد بودن...معلومم نبود چندبار صورتشون رو عمل کرده بودن که اون شکلی شده بودن......

رئیس:آه پسرا....شما اینجایین؟؟مگه قرار نبود فیلمو براتون بفرستم؟؟

لیتوک:سلام ببخشید پای تلفن هم بهتون گفتم به خاطر کنسرت پس فردا نمیتونم تمرین بچه ها رو کنسل کنم ولی زودتر تمومش کردم.....

رئیس:بازم دیر اومدین.ولی در هر صورت.....شما برین توی اتاق من فیلمشون خودش توی دستگاه هست...الان آقای کانگ رو هم میفرستم پیشتون....(یکی از همون دورو وریاشه!!)

لیتوک:مگه خودتون نمیاین؟؟

رئیس:نه...آخه قرار نبود شما بیاین منم با گروه شاینی یه جلسه درباره آلبوم جدیدشون گذاشتم....

ایندفعه قبل از اینکه لیتوک چیزی بگه شیوون گفت:خب پس....ما میریم فیلم رو ببینیم....آقای کانگ هم نمیخواد بیان.....فکر کنم هر چی خلوت تر باشه بهتره....

همه با سر تایید کردند و وارد اتاق رئیس شدند.آخرین نفر یسونگ بود که کیو رو با خودش میکشید.

سانی:کیوهیون اوپا؟؟(آخیییی من از این سانی خوشم میاد!به نظرم خیلی به کیو میاد.....)

یسونگ برگشت طرفش.

سانی:یسونگ شی، چرا اوپا اینطوریه؟؟

یسونگ:مدلشه....تا یک ساعت بعد از اینکه از خواب بیدار شد حافظش ریست شدست.....هی کیو پاشو....سانی.....

کیو تا اسم سانی رو شنید لای چشمشو باز کرد و با همون صدای خواب آلودش گفت:چطوری سانی؟

سانی:اوپا خوبی؟؟

کیو:مگه میشه تو رو ببینم و بد باشم؟؟(اووووووووووق)

ولپ سانی رو کشید.یسونگ که دیگه حوصلش سر رفته بود کیو رو هل داد تو بغل سانی و خودش رفت تو.چند دقیقه ی بعد کیو اومد تو و پیش بچه ها نشست.

دونگهه:اهه اینا که دخترن....من گفتم حالا یه گروه پسر دیگه اضافه میشه اینا میرن میچسبن بهش دیگه هی اوپا اوپا نمیکنن.......

شیندونگ:بچه ها از همین الان کیسه ای سطلی چیزی بگیرین تو دستتون که اگه سر اداهای اینا خواستین بالا بیارین نخواین دنبال چیز بگردین....

همه خندیدند و ریووک دکمه ی پلی رو زد........

اونهیونک که بلند شده بود تا ادای دخترا رو در بیاره بین زمین و هوا خشکش زدوبا سوته بلند هیچول همه از اون حالت گیجی در اومدن.

اونهیوک:هی اینا واقعا قشنگ........

پسرا برگشتن و چپ چپ نگاش کردن.اونهیوک ادامه داد:.......میرقصن.....من گفتم حالا وایمیستن هی پشت چشم نازک میکنن..... و یه لبخند تصنعی زد.(خب به سلامتی پسندیدن!!)

(بعد از تموم شدن فیلم!!)

ریووک:بچه ها خدایی خوب بودن.....خیلی از این جسیکا بدم اومد.....معلوم شد که یه حسود به تمام عیاره.....

لیتوک:خیلی خب حالا.....

اونهیوک مشغول صحبت با دونگهه بود که از سرجاش بلند شد و کنار میز رئیس روبروی بچه ها وایساد:بچه ها اون تیکه از رقصشون مثل رقص تکی من تو مستر سیمپل بود....

و چرخید و رو نوک پاش وایساد اما همینکه خواست دستشو بالا بیاره، محکم خورد به میز و دادش رفت تو هوا.سونگمین که درست کنارش رو صندلی نشسته بود رفت پیشش و دستشو گرفت:خیلی خنگی میدونستی؟؟شانس اوردی دستت هیچی نشد........

بعد به میز نگاهی انداخت و ادامه داد:نیگا چه بلایی سر اینجا اورده.....هووووووووووف.....

و چیزاییی رو که روی زمین ریخته بود برداشت تا رو میز بزاره.

سونگمین:بچه هاااااااا......... ویکی از پوشه های که دستش بودو باز کرد.

اونهیوک:چی شده؟؟چیزی رو خراب کردم؟؟

سونگمین:فکرکنم پروفایل همین گروه جدیده باشه........

اما هنوز حرفش تموم نشده بود که اونهیوک پوشه رو از دستش قاپید و دوید طرف بچه ها.بین ریووک و شیندونگ نشست و پوشه رو باز کرد........


به قول کیمیا سوری  اگه بد بودنظر نفراموشد!!!



تاریخ : شنبه 19 شهریور 1390 | 01:26 ب.ظ | نویسنده : Anna | Nazaration

  • ماه موزیک | ترفند سرگرمی | سی پی
  •