تبلیغات
Super Junior Fan Club - ما چندنفرپارت9

سلام بچه ها خوبین؟چه خبرا؟

امروزپارت 9 رو آوردم ایشالا که خوشتون بیاد!یک مسئله ای هست اینه که کامنت ها واقعا کم هستن!ببینید من آمار وبلاگ رو که می بینم توی اون روزایی که داستان گذاشته میشته خیلی بالاست حدود صدوخورده ای خداییش انصافه از صدو خورده ای نفر فقط 17،18 نفر کامنت بزارن؟

پس خواهشا اون کسایی که میان وداستان رو می خونن نظر بدن که اگه بد بود ایشالا بهتر بشه و اگه خوب هم بود باز بهتر بشه

دیگه زیادی حرفیدم برید ادامه

کیو هنوز روی زمین کنار در نشسته بود که در اتاق باز شد.

لیلی جیغ کوتاهی کشید و کیو بدون توجه به لیلی انگار که داره یک سوسک رو دنبال می کنه وارد اتاق شد.

کیو:ا فاطی من اینجا چی کار می کنم؟

-کیو این سوالیه که من دقیقا می خوام از تو بپرسم؟

کیو با نوک انگشتش پشت سرش رو خارو ند و بعد گفت:این سوسکه رو دنبال کردم نامرد اومد طرف اتاق شما دیگه دوستتم که درو باز کرد سوسکه اومد تو منم باهاش اومدم تو

-کو کجاست؟

کیو:چی چی؟

-سوسکه؟

کیو:آها نمی دونم فکر کنم تو رو دید ترسید فرار کرد

نجمه برای اینکه جلوی خندشو بگیره لب پایینشو گاز می گرفت.همون لحظه شکیبا از روی تخت بلند شد و رو به روی کیو ایستاد.لپشو کشیدو گفت:آخ که تو چه قدر بامزه ای نی نی کوچولو

وبعد برگشت سرجاش.کیو که خشکش زده بود همونطور در حالت مجسمگی از اتاق بیرون رفت

شکیبا:با بچه باید درست برخورد کرد

نجمه دیگه نتونست جلوی خندشو بگیره و بلند بلند خندید.لیلی از همون لحظه ی اولی که درو باز کرده بود بعد از جیغی که کشید بی تفاوت به کیو به سمت بقیه پسرا رفته بود.

ریووک:چیزی می خواستین

لیلی:دستشویی کجاست؟

ریووک:اوه بله دنبال من بیاین نشونتون میدم

ریووک وارد دستشویی شد و برق رو برای لیلی روشن کرد

ریووک:بفرمایید اینجا دستشوییه

لیلی وارد دستشویی شد کمی این پا و اون پا کرد اما نخیر آقا قصد رفتن نداشت

ریووک:چیزی شده چرا نمیری تو؟

لیلی:آخه...آخه

ریووک:آخه چی چه مشکلی هست؟

لیلی باسر به ریووک فهموند که باید از دستشویی بره بیرون ریووک هم سریع قرمز شد و از دستشویی اومد بیرون

 

 

دونگهه:این کیو چش شد چرا رفت تو اتاقش؟

سیوون:فکر کنم رفت تو اتاق دخترا ادب شد مثل بچه آدم رفت بگیره بخوابه ولی مسواک نزدا

هیچول:آره خیلی زود داره می خوابه /وبلند داد زد کیو جان پسرم جیش ،بوس،لالا یادت نره برو جیشتو بکن بابا الان میاد بهش یه بوس خوشگل بده بعد برو لالا

اما هیچ صدایی از کیو نمی اومد انگار واقعا اون موقع شب خوابیده بود.(شکیبا با این بچه چی کار کردی کسی تا حالا این جوری باهاش رفتار نکرده بود این بشر رسما از دست رفت حالا از من گفتن بود)

.

.

.

لیلی:این پسره اومد تو چی کار کرد؟

شکیبا:هیچی بچه نیاز به تربیت داشت تربیت شد رفت.

نجمه هنوز درحال خندیدن بود(طوری که با کاردک هم نمیشد جمعش کرد)

-ای درد،مرز،هناق،رو آب بخندی چته تو روانی

نجمه:اه این دیگه چه طور فحشی بود

-خوشت نیومد قبل از اومدن شما یاد گرفتم از اونهیوک

شکیبا:از اینهیوک

-اینهیوک نه اونهیوک

شکیبا:حالا هرچی این اینهیوک اینجا فحش یاد میده مگه؟

-میگم اونهیوک خوبه اون تو رو صدا کنه اشکیبا

 

فلش بک

اونهیوک:اسمش چی بود اشکیبا

 

 

پایان فلش بک

شکیبا:غلط کرده مگه من صاحاب ندارم

-خوب مگه اون بی صاحابه

لیلی:بی خیال شین دیگه

-راستی بچه ها ازفیلم های جدید چه خبر واسه من چیزی آوردین

نجمه:فاطی واست یک سریال آوردیم راس کار خودت ما ها دیدیمش ولی آوردیم دوباره چهارتایی ببینیم

-اسمش چیه؟

نجمه:پایتخت(بچه ها امیدوارم این سریال رو دیده باشین عید از شبکه ی 1پخش می شد )خیلی قشنگه یعنی آخره خندست

-خوب دیگه چی

لیلی:یک فیلم دیگه هم هست حدس بزن کی بازی می کنه

-نمی دونم

نجمه:همونی که دوسش داریم دیگه

-بهداد

شکیبا:کی گفته من از حامد خوشم میاد

لیلی:پسر خالت نیستا خوشت نمیاد به فامیلی صدا کن

-نکنه....شهاب

نجمه آروم سر تکون داد

-جیغغغغغغغغوای فداش شم اسمش چیه؟

نجمه:اولا تو غلط می کنی فداش شی دوما سوپر استار(دیگه فکر کنم همه دیدین نه؟)سومانگفتم این جنبه نداره براش اینو نیاریم

لیلی:برو بابا شما ها چرا همش به دوست پسر من نظر دارین

شکیبا خنده ای کردوگفت:نچ نچ نچ دلم برای هر سه تاتون می سوزه خیلی به شوهر من علاقه دارین نه؟

با گفتم این جملات هر سه تای ما بلند شدیم و با بالش به سروصورت شکیبا کوبیدیم.

-بچه ها یک ذره هم آهنگ ایرانی گوش بدیما از وقتی اومدم این جا هیچی نمی تونم گوش کنم عقده ای شدم

نجمه:مگه نبودی؟

-خفه شو

همونطور که ما داشتیم حرف می زدیم نگاه شکیبا به موزیکال کنار تخت افتاد

شکیبا:فاطی این چیه؟چه قدر قشنگه مال من

-یعنی چی مال من من خودم اونو کادو گرفتم

شکیبا:مال من دیگه من از اینا می خوام

نجمه:خودم برات می خرم مامانی

-شکیبا اونو بزار سر جاش برام خیلی ارزشمنده یک هدیه است دیوانه

لیلی:ازطرفه؟

-حالا

نجمه:حالا ایا حالا کی هست کلک

-به تو چه فضول

نجمه:لوس نشو دیگه بگو کی بهت دادتش

-خیلی خوب اول شکیبا بزارتش سر جاش تا بهتون بگم

شکیبا هم موزیکالو آروم کنتر آواژر گذاشت

لیلی:می شنویم

-دونگهه دادتش

نجمه:اون دیگه کیه دوست پسرت

-نه خیر

لیلی:شما ها هم کلا مخ ندارین خوبه پسرا رو براتون معرفی کرد دونگهه همونی بود که موهاشو کج زده بود

شکیبا:اینا که همه موهاشون کج بود

لیلی:خوب حالا گفتم یک نشونی بدم



تاریخ : شنبه 23 مهر 1390 | 02:53 ب.ظ | نویسنده : fatemeh | نظرات

  • ماه موزیک | ترفند سرگرمی | سی پی
  •