تبلیغات
Super Junior Fan Club - Stand By Me!ep16
هاییییییییییییییییییی!!
نمیدونم چی بگم....سوالم از ذهنم پرید.....اما یکی دیگه میگن حالا!!
سوال:آیا میدانید تیکه کلام هر کی چیه؟؟(من خودمم نمیدونم والله از من نپرسین!!ها چرا مال یکی رو میدونم!!)
و یکی دیگه:(فک کنم دوباره یادم رفت!!)
بفرمایین داستان....
و راستی....یه چیزه باحال پیداییدم آخره داستانه!!

هیچول و یسونگ با هم:من بیرون کار دارم....

همه برگشتند نگاشون کردند.

دونگهه:آشتی کردین به سلامتی؟؟

برگشتن به هم نگاه کردند و سرشونو برگردوندند.

ایتوک:من بیشتر از نیم ساعت صبر نمیکنم.....اگه میخواین بیاین سریع....

کیو:خب منم میام....

ایتوک:تو دیگه کجا؟؟

کیو:حوصلم سر رفته...میخوام بیام تفریح کنم حوصلم وا شه...

ایتوک:مگه من میخوام برم پارک که بیای تفریح کنی حوصلت وا شه؟؟ آقا اصلا پشیمون شدم...نمیرم.....

کیو:خب پس به یه شرط نمیام.....

اونهیوک:حالا کسی هم نخواست ببرتت که واسه نیومدنت شرط میزاری....

ایتوک:هیوکجه....دو دیقه بذار ببینم این بچه چی میگه!!

کیو:بچه خودتی...

ایتوک:خیلی خب...بزرگ...چی میگی؟؟چه شرطی؟؟

کیو که انگار دقیقا منتظر این حرف بود سریع از جاش پرید و کاغذی رو جلوی ایتوک گرفت.

ایتوک:این چی هست؟؟

کیو:لیست یه سری بازی جدید....هرچی تو اینترنت گشتم نه لینک واسه دانلود بود و نه آنلاین میشد بازی کرد....

ایتوک برگه رو به طرف کیو گرفت و گفت:بگیرش...من گفتم میخوام برم کمپانی یعنی کار دارم....وقت این مسخره بازیای تو رو هم ندارم!!

کیو دستشو بالا گرفت و گفت:پس من میام....

یسونگ از پشت سر برگه رو از دستش قاپید: بده ببینم....

کیو سریع برگشت طرفش:هیونگ مهربونم؟؟هیونگ خوشگلم؟؟

یسونگ:بگو چی میخوای؟؟

کیو:مگه من هیمیشه باید چیزی ازت بخوام؟؟

یسونگ:آخه تو هر وقت اینقدر با ادب میشی حتما یه چیزی از آدم میخوای....(منم دقیقا!!)

کیو:نه کی گفته؟؟ولی حالا چون اصرار میکنی آره.....میگم میتونی این بازیا رو برام بخری؟؟

یسونگ نگاهی به برگه انداخت و گفت:تا ببینم چی میشه....

کیو سریع پرید بغلش:خیلی دوستت دارم یسونگ.....جبران میکنم.....(به سلامتی زوج جدیدم بوجود اومد:یسوهیون!! شایدم کیونگ!!(همون اولی بهتره فک کنم!!))

________________________________________

هان:اشون کارگردان کیم هستن...از این به بعد ایشون به همراه مدیر سانگ میشن مسئول رسیدگی به کارهاتون....

در اتاق رئیس کوبیده شد و بعد از چند لحظه منشی جوان در حالی که صورتش کاملا سرخ بود وارد شد.

منشی:رئیس...ایتوک شی اینجا هستن...(پس بگو چرا صورتش سرخ بود!!)

هان:اوه...بله بله...بگو بیاد تو....خودم بهش گفتم بیاد....

منشی بیرون رفت و رئیس رو به کارگردان کیم:خب دیگه.....من این دخترا رو به شما میسپارم...ببینم چیکار میکنین....

همه از سرجاشون بلند شدن و بهعد از یه تعظیم کوتاهبه طرف در رفتن.در همون حال ایتوک و یسونگ و هیچول وارد شدن.قبل از اینکه حتی بتونن سلام کنن رئیس صداشون زد:چطورین پسرا؟؟

هیچول با اخم خودشو روی راحتی ولو کرد:به لطف شما خیییییلی خوبیم....

هان:چطور مگه؟؟

ایتوک:هیچی هیچی....

و با چشم و ابرو و دست و پا و هرجوری که بود به هیچول علامت داد ساکت باشه.

هیچول:نه کی میگه هیچی؟؟خیلیم مشکل داریم....رئیس من نمیدونم چرا هرکدوم از اونا باید یه اتاق جدا داشته باشن ولی ماها باید سه تا سه تا تو یه اتاق بچپیم؟؟

رئیس:اونا؟؟ (اه این یارو چه خنگه!!)

یسونگ مثل فنر از جاش پرید(البته میخواستم بگم مثله سوری سوری!!) و در حالی که هیچول رو به زور بلند میکرد گفت:هیچول هیونگ بریم این چیز میزای کیو رو براش بخریم.....

و کشون کشون از اتاق بیرونش کرد.

رئیس:هیچول چی میگفت؟؟ (اه این هنوزم نفهمیده!!)

ایتوک:هیچی....زیاد بهش اهمیت ندین....امروز اعصابش قاطی بود....واسه همینم اوردیمش بیرون تا یه کم حال و هواش عوض شه......(آره ارواح عمت!!)

رئیس:که اینطور....ولی اگه مشکلی داشتین به من بگینا....

ایتوک:رئیس مدیر لی کی میخوان برگردن؟؟(الان این مدیر برنامه های ایناست!!)

رئیس:دیروز باهاش حرف زدم....هنوز درمان دخترش تموم نشده...میگه واسه دو هفته دیگه بلیط برگشت داشت اما دکترا گفتن اگه بره دخترش بهونشو میکنه واسه همینم مجبوره بیشتر کانادا بمونه.....گفتم که اگه کاره خاصی دارین بیاین به خودم بگین.....

ایتوک:آره....اما خب نمیشه که هر دیقه بیایم مزاحم شما بشیم....

رئیس:اصلا به این چیزاش فکر نکن....فقط بگو چی میخوای....

ایتوک:خب راستش....گفتم اگه میشه یه نفرو برای ما بفرستین که کارهای خونه رو برامون انجام بده و آشپزی کنه....آخه ما اصل وقت نمیکنیم.....

رئیس:اتفاقا هم خونه هاتون هم همین الان همینو میخواستن....یکی برای همتون پیدا میکنم.....

________________________________

سه روز از شروع کار روی آلبوم جدید گرو اوفیوچوز میگذشت و کارها به سرعت پیش میرفت. ضبط صدا برای آهنگ اصلی تموم شده بود و طرح رقص رو هم به همه ی اعضا اعلام کرده بودند. الان هرکسی جای خودش رو میدونست...فقط یه نفر لازم بود تا با هم هماهنگشون کنه و از همه ی حرکات تک نفره ی اونا یه ترکیب عالی بسازه.....

مدیر سانگ:خواهش میکنم چند لحظه گوش کنین....این خانمی که الان میاد یکی از ماهرترین مربیای رقصیه که SM داره....من شنیدم که با گروه های بیگ بنگ ، یوکیس ، Miss A و حتی شاینی و سوپرجونیور خودمون هم کار کرده....

مبینا:اوووو....ایول بابا کارش خیلی درسته.....

سانگ:ولی بگم با وجود قیافه  مهربون و اخلاق خوبش خیلی خیلی تو کارش جدیه....

نیلوفر:یعنی دقیقا کارمون در اومده دیگه؟؟

سانگ:یه چیزی تو همین مایه ها...آها....خودش اومد.....

و با این حرف به دختری اشاره کرد که همون موقع وارد سالن شد.قدش بلند بود و اندام فوق العاده زیبایی داشت.چشمای خرماییش و موهای بلند پرپشتش که اونا رو روی شونش باز گذاشته بود باعث جذابیت دو چندان اون میشد.

سانگ:اینم همون خانمی که ازش تعریف میکردم.....

:شما لطف دارین....

لبخند زیبایی زد و با یه تعظیم کوچیک رو به دخترا گفت:من یون کیمیا هستم.....امیدوارم از این به بعد بتونیم خوب با هم کار کنیم و البته در کنارش دوستای خوبی هم باشیم.....

___________________________________

سارا:آه ه ه .....خدایا انگار تریلی از روم رد کردن....

درو باز کرد و وارد خونه شد.

آرزو:این چه فلاکتیه آخه؟؟یعنی واقعا دوباره باید برگردیم؟؟

فریما:گفت میتونین بمونین اما اگه برین باید ساعت یازده دوباره برگردین....

آرزو:آخه نصفه شب کی تمرین میکنه؟؟

فاطمه:من که دیگه حال ندارم....اگه بخوابم عمرا تا یک ساعت دیگه بلند شم.....

نسترن:بهش بگیم بیاد اینجا...اینجا هم سالن هست دیگه لازم نیست اینهمه راه رو دوباره تا اون سالن بریم.....

سوزی:اما ساعت یازده ن.بت استفاده ما نیست که....

بعد از این حرف سوزی همه آه بلندی کشیدن و هر کی یه گوشه ای افتاد.....



اینم همون چیز باحاله:

در این عکس خیلی معمولی شما تعدادی آدم سرخوش را میبینید که دست در گردن یکدیگر انداخته اند به مهر.....خب تا اینجاش که هیچی....بریم عکس بعدی!!

همون عکسه منتها ایندفعه نشونه گذاری شده....میبینید دست کیو کجاست؟؟رو شونه یسونگ....و قاعدتا دست اون یکیشم باید رو شونه ریووک باشه.....

میبینید دستش کجاس؟؟رو شونه سونگمین!!(البته دوستم اینو دید گفت نههههه!!اون یکی دسته که کاملا دور شونه سونگمینه مال کیوئه!!اما من گفتم نه بابا مگه بنده ی خدا دیگه چقد دستش درازه؟؟)

دیدین؟؟ملت تو عکسم ول کن نیستن!!کافیست کمی دقت کنین!!(بیشاره ریووکم!!سرش بی کلاه موند!!)



تاریخ : پنجشنبه 1 دی 1390 | 11:52 ق.ظ | نویسنده : Anna | Nazaration

  • ماه موزیک | ترفند سرگرمی | سی پی
  •