تبلیغات
Super Junior Fan Club - ماچندنفرپارت20

پارت بعد

 

اون شب چراغ اتاق دخترا تا نیمه های شب روشن بود و تو تموم این موقع ها شکیبا داشت رو آهنگ ها کار میکرد.

نجمه:شکیبا خواهش می کنم بگیر بخواب،ای خداااا

-شکیبا الان داری با تردمیل رو مخمی ،بابا طرف گفت از فردا شروع کنی بگیر بخواب دیگه

شکیبا:اِساکت باشین ببینم من نیاز به تمرکز دارم

لیلی که دیگه صبرش تموم شده بود بلند داد زد:می خوام صدسال سیاه تمرکز نکنی دهه بگیر بخواب

شکیبا:خیلی خوب حالا بیا بزن

لیلی:بیا بگیر بخواب تا بلند نشدم کبودت نکردم

شکیبا هم به تبعیت از حرف بقیه گرفت خوابید.

.

.

.

یک هفته ای از اون ماجرا می گذشت تقریبا7یا8تا از آهنگ ها آماده بود.گاهی هم توی خونه بین ریووک و شکیبا دعوا می شد که چه آهنگی به متن می خوره که گاهی اوقات ریووک و گاهی هم شکیبا برنده ی این مجادله بود.

.

.

.

اون روز روزی بود که پسرا همه بیرون بودن و ما دخترا مثل همیشه توی خونه بودیم.هرچهارتاایمون جلوی تلوزین نشسته بودیم تا اینکه بی حوصلگی همه رو کلافه کرد.

شکیبا:اُه اعصابم خورد شد انقدر این کانال اون کانال کردیم.

لیلی:فکر بهتری داری؟

شکیبا کمی فکر کرد و گفت:یک فکر خوب

وسریع دوید به سمت اتاق و چند دقیقه بعد با یک CDبرگشت.

-این چیه دیگه فیلمه!؟

شکیبا:نه بابا آهنگه خسته شدم انقدر این آهنگ هارو گوش کردم پایه این بترکونیم

نجمه:من که هستم!

-منم بدم نمیاد یکم حال و هوامون رو عوض کنیم

لیلی:منم که آره دیگه!!

شکیبا سریع CDرو تو دستگاه گذاشت و آهنگ روplayکرد و خودش رفت وسط و شروع به رقصیدن کرد.بعد از چند دقیقه نجمه هم بلند شد و شروع به رقصیدن کرد من و لیلی هم براشون دست می زدیم.حالا نرقص کی برقص از رقص های محلی گرفته تا شفت بازی.

.

.

.

.

داستان از زبان پسرا

لیتوک:ساعت تقریبا 7بود که من و ریووک و دونگهه و هیوک برگشتیم خونه.هممون خسته بودیم تا روی پله ها رفتیم اما صدای چیزی تو خونه مارو از حرکت نگه داشت.

ریووک:این صدای چیه؟

دونگه:احتمالا دختران دارن با صدای بلند آهنگ گوش میدن.

هیوک:اگه الان یسونگ اینجا بود می گفت گاهی به عقلت شک می کنم آخه IQاینو که خودمونم می دونیم میگیم چه آهنگیه؟

دونگهه:خوب من از کجا بدونم!

هیوک:پس لطفا حرف نزن

لیتوک:بهتره بریم پشت ساختمون از پشت پنجره ببینیم چه خبره

هر چهار نفرشون به پشت پنجره رسیدن و به داخل خونه نگاه کردن

هیوک:نههههههههه!!!

هائه:چی چی رو نه؟

هیوک:فکر نمی کردم شکیبا اینجوری برقصه!

لیتوک:منم همینطور

ریووک:تو دیگه چه طور؟

لیتوک:فکر نمی کردم نجی اینجوری برقصه فکر کنم باید خیلی رو رقصشون کار کنیم باید زیاد تمرین کنن.

ریووک:هی من این آهنگ رو می شناسم!

دونگهه:از کجا می شناسی؟

ریووک:راست میگم می شناسم خواننده شم می شناسم خواننده اش نانسیه!!

هیوک:اون دیگه کیه؟تا حالا اسمشو نشنیدم

ریووک:یه خواننده ی عربه اون حرکتی که من تو سوپرشو 2رفتم فکر کردی از کجا آوردمش ها؟

دونگهه:از خونتون؟

ریووک:نه نه

دونگهه:تو جیب جا میشه؟

لیتوک:خیلی بی ربط بود

هائه:خوب ما از کجا بدونیم خودت بنال دیگه(با ادب باش)

ریووک:از نانسی یاد گرفتم

هیوک:حرکت دزد

هائه:اون دیگه چیه؟

هیوک:واقعا که!!!من به کسی که از حرکت دیگران تقلید می کنه میگم حرکت دزد!

لیتوک:بازم بی معنی بود!

هائه:توکی سوزنت رو بی معنی بود گیر کرده؟

لیتوک:گیر دادیا خوب بی معنی بود دیگه!حالا اونو ولش کن اینارو بچسب!(جانممممممممم!!!!!)

دونگهه و هیوک و ریووک با تعجب به هم نگاه کردن و بعد به لیتوک،لیتوک هم که جو رو سنگین دید یک نگاهی به بچه ها کرد.

لیتوک:چیه چتونه؟

هائه:فکر نمی کنی یکم....

لیتوک:یکم چی؟

دونگهه:هیچی هیچی به نگاه کردنت ادامه بده

لیتوک هم بعد از یک چشم غره  دوباره به داخل خونه خیره شد.......

 

 

خوب این داستان ادامه دارد...

فعلا خدافظ

نظر فراموش نشه ها

دیگه واقعا خدافظ

 

 

 



تاریخ : دوشنبه 10 بهمن 1390 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : fatemeh | نظرات

  • ماه موزیک | ترفند سرگرمی | سی پی
  •